برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
104
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
مورد ) « 305 » بهصورت واگذارى دريافت داشتند ، بلكه همچنين خواستار نظارت بر سامره و بغداد و حتى واگذارى آن به خود نيز بودند . « 306 » يعقوب ليث ترديد نداشت كه به منظور خود دست مىيابد و بر اين اساس بود كه مرتبا ( سال 258 ، 255 ه / 872 ، 869 م ) هدايايى به سامره ( و مكّه ) مىفرستاد . « 307 » بااينوجود گاه شرايط سياسى چنان به سرعت تغيير مىكرد كه خليفه حتى در قانونى شدن صورى قدرت سياسى به وجود آمده نيز شركت نداشت . فرمان انتصاب علىّ بن حسن بن شيب بن قريش ، مرد متنفذ و قدرتمند محلى فارس براى حكمرانى اين ايالت ( و نيز براى حكمرانى كرمان ) « 308 » به زحمت به تأييد خليفه رسيده بود كه عمرو بن ليث صفار ( در سال 255 ه / 869 م ) به اين سرزمين وارد شد و او نيز مدرك واگذارى اين منطقه را از جانب خليفه به خود ارائه كرد . « 309 » همچنين مردمان نيشاپور به حكومت صفاريان زمانى راضى شدند كه يعقوب به فقهاى آنجا « فرمانى » از خليفه نشان داد . « 310 » ارائه چنين مداركى هنوز در جلب مردم مؤثر بود ، همان گونه كه در سال 321 ه / 933 م در بغداد به وضوح ديده شد « 311 » كه طغيانى را با نشان دادن حكم خليفه و توسل به ضرورت معتبر شناختن و « قانونى » دانستن حكم ، فرونشاندند . بهعنوان نشان انتصاب ، به طور كلى اعطاى حكم انتصاب ( عهد يا منشور ) ،
--> - ماوراءالنهر نيز تأييد شد . تاريخ سيستان ، ص 235 ، 249 ( سال 278 ه / 891 ) . ( 305 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1881 . ( 306 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 6 ، ص 502 ؛ تاريخ سيستان ، ص 228 ، 235 . ( 307 ) . تاريخ سيستان ، ص 204 ، 216 . ( 308 ) . طبرى ، تاريخ 3 ، ص 1698 ؛ ابن اثير : الكامل ، ج 7 ، 62 . ( 309 ) . ابن خلكان / چاپ ag ، ج 2 ، ص 314 . - . Krymskyj I 53 ( 310 ) . تاريخ سيستان ، ص 222 . - شبيه به آن در زمان سامانيان در بخارا ، حدود سال 253 ه / 870 م : نرشخى : تاريخ بخارا ، ص 77 ، و نيز ساكنان قزوين در مقابل اسماعيليه الموت پس از 8 - 607 ه / 1210 م ، جوينى : تاريخ ، ج 3 ، ص 244 ، بعد . ( 311 ) . مسكويه : تجارب الامم ، ج 1 ، ص 265 .